تبلیغات
crazy for ss501 - pain of love-ep11
jang jang ta pirozi

pain of love-ep11

پنجشنبه 13 بهمن 1390 10:24 ق.ظ

نویسنده : bahar ...
ارسال شده در: pain of love ،
سلام سلام
پارت 11 هم گذاشتم خیلی دوست دارم زودتر تمومش كنم اما نمیدونم چه جوری




از بار بیرون اومدم بدون هیچ هدفی حرکت میکردم به هیون فکر میکردم و.....

وای خدای من این جونگمین هم دست از سر من بر نمیداره چرا صبح به این زودی هی زنگ خونه رو میزنه؟؟؟؟ پتو رو پیچوندم دورم و به سمت در رفتم بدون توجه به تصویر در رو باز کردم و رو کاناپه ولو شدم

-هی دختر تو چقدر میخوابی

تعجب کردم این صدای جونگی نبود که بلند شدم با دیدن دمین جیغ کشیدم و اونم شروع به جیغ زدن کرد خودم خندم گرفته بود

-هی تو چرا جیغ میزنی؟

دمین-مثله روح شدی!ریملت ریخته زیره چشمت موهاتم که درهمه!فکر کردم خونه رو اشتباه اومدم!!!

-درسته خونه رو اشتباه اومدی برو بیرون

دمین-واقعا ادب هم که نداری نمیدونم چرا پاپام  تو رو برام انتخاب کرد؟!

اومدم بهش یه چیز بگم صدای زنگ به صدا دراومد مثلما این دیگه جونگی بود دمین که نزدیک ایفون بود درو باز کرد...

دمین-به به هیون هم که تشریف اوردن!!!!شما صبح های زود با هم قرار میزارید؟؟؟

جونگمین اومد تو و بدون توجه به دمین شروع کرد به حرف زدن...

دختر تو کجای نمیگی ما نصفه عمر شدیم کیو که الان خوابید تا الان داشت دنبالت میگشت!!کی برگشتی خونه که ما نفهمیدیم؟

-اول سلام !نمیدونم اما تو اتاق بالا خوابیدم و خیلی خسته بودم

دمین-نمیخوای خودتو به من معرفی کنی؟فکر نمیکنی بی ادبی باشه؟

جونگمین که حدس زده بود دمین همونیه که راجع بهش گفته بودم گفت اااا تو هم اینجای!ریز دیدمت بیان!(ببخشید)

دمین-چه بامزه نگو که دیشب با خیارشور ...داشتی!

جونگمین-چه باهوشی تو از کجا فهمیدی!

دمین-حوصله دهن به دهن شدن با تو یکی رو اصلا ندارم

جونگی-منم اصلا تورو ادم حساب نمیکنم که بخوام باهات دهن به دهن شم!

-بسه دیگه!جونگمین کاری با من داشتی؟

دمین-پس تو هیون نیستی؟!!!

جونگی-تازه میگه لیلی زن بود یا مرد!...کاترین راجع به حرفای که دیشب زدی باید باهات صحبت کنم

-باشه حتما.راستی دیشب شمارت رو به زهرا دادم!

جونگمین وقتی اینو شنید جیغ کوتاهی زد و بعد بغلم کرد

-هی جونگمین پرو نشو دیگه

هلم داد کنار و گفت واقعا اگه منم جای هیون بودم قبولت نمیکردم قیافت رو تو اینه دیدی؟؟؟

اومدم بزنم تو سرش که دمین گفت این از بی سلیقه گی هیون بوده!!البته وقتی دوستی مثل تو داره میشه حدس زد خوش چجور شخصیتی داره!!!!

اگه این دوتارو میزاشتم تاشب به هم میپریدن جونگمین رو هول دادم بیرون و در رو بستم!!!

دمین-بدو حاضر شو باید بریم!

-کجا اونوقت؟

دمین- فرودگاه امروز پاپام و پاپات میان باید بریم استقبالشون..

-من نمیام پس خودت برو

دمین-من تو ماشین منتظرم

اینو گفت و رفت ای خدا چرا من باید از زبون این بشنوم امروز بابام میاد میدونستم اگه نرم باید سه ساعت به نصیحت های اقای نیکل گوش کنم پس با بی حوصلگی تموم به سمت حموم رفتم....نیم ساعته حاضر شدم از خونه زدم بیرون دمین تو ماشین بود سوار که شدم گفت به به این میگن کاترین خانم

-فقط رانندگی کن

نمیدونم چرا همش به هیون فکر میکرم کاش میشد یه با ر دیگه ببینمش یه بار دیگه صدای دلنشینش بشنوم وقتی به خودم اومدم جلو فرودگاه بودیم!....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 بهمن 1390 04:48 ب.ظ