تبلیغات
crazy for ss501 - pain of love-ep5
jang jang ta pirozi

pain of love-ep5

شنبه 8 بهمن 1390 01:17 ب.ظ

نویسنده : bahar ...
سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگتره

سعی کن بفهمی پیش کدوم ستاره قشنگتریsmile smile

نیکل-کاترین جان چیزی شده؟؟

-خوب گوش کن ببین چی میگم من تاحالا از قدر ت بابام استفاده نکردم درسته؟؟؟

نیکل-میگم چی شده؟

-من تو یه کمپانی شروع به کار کردم اما اونا قبل از اینکه ویژگی ها یا معایب منو ببینن بخاطر یه چیز بیخود اخراجم کردن

نیکل-اونوقت اون چیزه بیخود چی بود؟

-تو گوش یکی از خواننده هاش زدم

نیکل-چرا؟

-چون حس کردم باید بزنم کمکم میکنی؟

نیکل-چطوری؟

-نمیدونم فقط مدیر این کمپانی باید بیاد از من معذرت خواهی کنه و ازم خواهش کنه تو کمپانیش کار کنم

نیکل-مگه کمپانی قحته؟خوب یه جا دیگه برو کمپانی یه چیز اختیاریه من که نمیتونم وادارش کنم

-نه من باید همینجا برم اصلا ولش کن معلومه که نمیخوای کمکم کنی

تلفن  رو قطع کردم چهره ی خندانی که باعث شد از کارم اخراج بشم اونم  تو همون روزی که استخدام شدم رو نمیتونستم فراموش کنم  شروع به قدم زدن کردم داشتم دیونه میشدم که حس کردم یکی کنارمه بهش نگاه کردم کیو بود

کیو-چرا زدی تو گوش هیون؟؟؟

-به تو چه

کیو-کاترین دست از بچه بازی بردار فردا تیتراژ همه مجله ها و روزنامه ها این میشه میدونی چقد برای خودت دشمن تراشیدی؟

-مگه این کی بود؟

کیو-هیون لیدره گروه ماه یه عالمه طرفدار داره گروه ما یکی از معروفترین گروه اسیایه حالا فهمیدی

-چیه گروتون خوبه مگه؟این همه طرفدار دارین؟

کیو-همه چیمون قیافه تیپ صدا استعداد و...

-برو بابا خودت رو مسخره کن

کیو-راست میگم الان طرفدارای هیون میخوان ترو بکشن حواست باشه

حالت چهره ی کیو خیلی بامزه بود زدم زیر خنده

کیو-خوشحالی که قراره بمیری؟؟؟

اخم مصنوعی کردم و به را رفتنم ادامه دادم 

کیو-کاترین از این خوشت میاد؟

برگشتم نگاش کردم یه گردبندی که پلاک کوچیک ستاره که نیگین های درخشنده ای روش بود تو دستش بود

-وای اینکه خیلی نازه

کیو اومد جلو وگردبند رو انداخت تو گردنم و گفت قابل شما رو نداره!کوفتتون بشه!یعنی مبارکتون باشه

-اصله؟

کیو-دست شما درد نکنه

-خریدیش؟

کیو-به قیافه من میاد دزد باشم؟

-برای من خریدیش؟به چه منظوری؟

کیو-خوب نیم ساعت بخاط من الاف شده بودی میخواستم بیارم درخونتون که اینجا دیدمت

لبخندی زدم و نگاه پلاکه کردم

کیو-حالا که دوست نداری درش بیار  بده بدم دست صاحابش

-مگه اینو از کسی گرفتی؟

کیو-نه

-پس از کجا اوردیش؟

کیو-بابا به پیر به پیغمبر خریدمش

-پس صاحبش کیه؟

کیو-یه دختر که از تو خوشگلتره

با پام زدم به ساق پاش و خواستم ازش دور بشم که دیدم نشست زمین همینطور که پاشو میمالید گفت الهی اون پات چلاق شه کاترین!لعنت به مرده و زنده ی کسی که ترو بگیره دختره ی وحشی!دلم ضعف رفت نامرد!عجب ادم سنگدلیه این!

-دلم خنک شد

کیو-مرده شور این دلت رو ببرن عجب پای پرو پاقرصی داره

زدم زیر خنده دستم رو دراز کردم تا کمکش کنم بلندشه

کیو-برو دختر که الهی جای اون پات پای مصنوعی ببینم!اگه میدونستم انقد وحشی ای برات کوفتم نمیخریدم چه برسه گردبند...اصلا گردبندمو پس بده

و بلند شد

-این گردبند دیگه ماله منه تو خواب هم بهت نمیدمش!!!

کیو-پس میگی جریان چی بوده؟؟؟

جریانو براش تعریف کردم که گفت حالا میخوای چیکار کنی؟

-هیچی من بازم به این کمپانی میام اما به میل خودم میرم تا الان کسی منو اخراج نکرده بود

کیو-چه جوری میخوای بیای؟؟؟میخوای من با هیون صحبت کنم تا با مدیر کمپانی حرف زنه؟؟؟

-نه من باید حالشو بگیرم

پوزخندی زد وگفت هیچ کس نمیتونه حال اونو بگیره

-ولی من مییتونم

کیو-خواهیم دید.کاترین میشه ازت یه درخواستی بکنم؟

-چی؟

کیو-دوست دخترم شو

-چییییییییییییییی؟!؟!؟





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 بهمن 1390 09:21 ب.ظ