تبلیغات
crazy for ss501 - short story2
jang jang ta pirozi

short story2

چهارشنبه 5 بهمن 1390 09:56 ق.ظ

نویسنده : baran ...
ارسال شده در: short story ،

وقتی بهشون خیانت می کنیم و دوباره می ریم دنبالشون :

هیون: محل ادم بهمون نمی زاره  حتی نگاه هم نمی کنه اگه زیاد پا پیچش بشیم  می گه برو گمشو نمی خوام اون قیافتو ببینم

یونگ سنگ : یه نیم نگاهی میکنه ولی روشو بر می گرونه اگه زیاد پا پیچش بشیم میگه همون یه بار اگه لیاقت داشتی برایه همیشه عشق منو حس می کردی ولی نه الان و نه هیچ وقت دیگه نمی خوام ببینمت

کیو جونگ : محل نمی زاره حتی اگه ببینتتون هم روشو بر می گردونه  اگه پیله کنی می گه یا می ری گورتو گم می کنی یا بلایی سرت می یارم که خودتم کیف کنی

جونگ مین : نگات که می کنه هیچی از قصد جلو هم می یاد و با تحقیر و تمسخر نگات می کنه و بهت می گه چی شد دیپورتت کرد  دوباره برگشتی طرف من اخی بدبخت بیچاره  برو پیکارت

هیونگ جون : اول زیاد محل نمی زاره ولی اگه خیلی سمج شی می یاد پیشت  و با ناراحتی می گه چیه واسه چی اومدی اونجوری دلم رو شکستی حالا اومدی بگی اشتباه شده  برات متاسفم نمی تونم دختری که پیش یه مرد دیگه بوده رو قبول کنم




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: short story ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 بهمن 1390 06:00 ب.ظ